رمان ملکه کوچک جلد دوم


رمان ملکه کوچک جلد دوم

دانلود رمان ملکه کوچک (جلد دوم) pdf از نامشخص با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF   نویسنده این رمان نامشخص میباشد موضوع رمان :عاشقانه خلاصه رمان


به این مطلب امتیاز دهید

امتیاز کلی / 5. تعداد رای:

دانلود رمان ملکه کوچک (جلد دوم) pdf از نامشخص با لینک مستقیم

دانلود رمان ملکه کوچک (جلد دوم) pdf از نامشخص با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان نامشخص میباشد

موضوع رمان :عاشقانه

خلاصه رمان ملکه کوچک

ﺻدای ﻓرﯾﺎدش از درد ﺗوی ﻣﺑل ﺧﻔﮫ ﺷد و ﻣن ﺑﯾﺷﺗر ﻓﺷﺎر دادمﺗﺎ ﺗﻣﺎﻣﺷو داﺧﻠش ﺣس ﮐﻧﮫ

.ﮐﺎﻣل ﮐﮫ اﯾﻧﮑﺎرو ﮐردم.دﺳﺗﻣو از روی ﺳرش ﺑرداﺷﺗم و ﮐﻣرﺷو ﮔرﻓﺗم

.ﮔرﯾﮫ ھﺎی ﺑﻠﻧدش ﺑرام ارزﺷﯽ ﻧداﺷت

.ﺑدون اﯾﻧﮑﮫ ﻣﻧﺗظر ﺑﺷم ﮐﻣﯽ ﺟﺎ ﺑﺎز ﮐﻧﮫ ﺧودم و ﺑﮭش ﮐوﺑﯾدم و اون ﻓرﯾﺎدش ﺑﮫ آﺳﻣون رﻓت

…اﻗﺎاااا ﺗوروﺧدا درد داره.ﻏﻠط ﮐردم_ …اﻗﺎ ﻧﮑﻧﻧﻧن درد داره

رمان پیشنهادی:دانلود رمان عرق سگی مسیحه زادخو

ھﯾﺳﺳس…ھﯾوا ھر ﭼﻘدر ﺑﯾﺷﺗر ﺣرف ﺑزﻧﯽ و ﺗﻘﻼ ﮐﻧﯽ ﺑﯾﺷﺗر طوﻟش ﻣﯾدم، ﭘس ﺧﻔﮫ ﺷو ﺗﺎ ﻋﺻﺑﺎﻧﯾﺗم ﺑﺧواﺑﮫ_

.ﺧﻔﮫ ﺷد و ﻓﻘط ﺻدای ﮔرﯾﮫ و اخ و ﻧﺎﻟﮫ اش از درد ﺧوﻧﮫ رو ﭘر ﮐرده ﺑود

…ﻧﻣﯾدوﻧم ﺑرای ﺗﻧﺑﯾﮫ ﺑود ﯾﺎ ﻋﺻﺑﺎﻧﯾت ﮐﮫ اﻧﮕﺎر ﻗرار ﻧﺑود اﻣﺷب ارض*ا ﺑﺷم

.ازش ﺑﯾرون ﮐﺷﯾدم. روی ﻣﺑل ﻧﺷﺳﺗم و ﺑﻐﻠش ﮐردﻣو روی ﺧودم ﻧﺷوﻧدﻣش

.ﺻورﺗش درﺳت ﻣﻘﺎﺑل ﺻورﺗم ﺑودم و ﭼﺷﻣﺎی اﺷﮑﯾش ﺑﮭم ﻧﮕﺎه ﻣﯾﮑرد

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره ۰۹۱۷۴۹۵۵۷۲۷ در واتساپ پیام بدید.

دانلود رمان ملکه کوچک pdf ( جلد دوم ۲ )

دانلود رمان ملکه کوچک pdf ( جلد دوم ۲ ) از نامشخص با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF نویسنده این رمان نامشخص میباشد

موضوع رمان : عاشقانه

خلاصه رمان ملکه کوچک

ادامه رمان ملکه کوچک از صفحه ۱۶۰ به بعد (برگرفته از سایت آوای خیس)

.ﺻدای ﻓرﯾﺎدش از درد ﺗوی ﻣﺑل ﺧﻔﮫ ﺷد و ﻣن ﺑﯾﺷﺗر ﻓﺷﺎر دادمﺗﺎ ﺗﻣﺎﻣﺷو داﺧﻠش ﺣس ﮐﻧﮫ

.ﮐﺎﻣل ﮐﮫ اﯾﻧﮑﺎرو ﮐردم.دﺳﺗﻣو از روی ﺳرش ﺑرداﺷﺗم و ﮐﻣرﺷو ﮔرﻓﺗم

.ﮔرﯾﮫ ھﺎی ﺑﻠﻧدش ﺑرام ارزﺷﯽ ﻧداﺷت ..ﺑدون اﯾﻧﮑﮫ ﻣﻧﺗظر ﺑﺷم ﮐﻣﯽ ﺟﺎ ﺑﺎز ﮐﻧﮫ ﺧودم و ﺑﮭش ﮐوﺑﯾدم و اون ﻓرﯾﺎدش ﺑﮫ آﺳﻣون رﻓت

…اﻗﺎاااا ﺗوروﺧدا درد داره.ﻏﻠط ﮐردم_ …اﻗﺎ ﻧﮑﻧﻧﻧن درد داره

ھﯾﺳﺳس…ھﯾوا ھر ﭼﻘدر ﺑﯾﺷﺗر ﺣرف ﺑزﻧﯽ و ﺗﻘﻼ ﮐﻧﯽ ﺑﯾﺷﺗر طوﻟش ﻣﯾدم، ﭘس ﺧﻔﮫ ﺷو ﺗﺎ ﻋﺻﺑﺎﻧﯾﺗم ﺑﺧواﺑﮫ_

.ﺧﻔﮫ ﺷد و ﻓﻘط ﺻدای ﮔرﯾﮫ و اخ و ﻧﺎﻟﮫ اش از درد ﺧوﻧﮫ رو ﭘر ﮐرده ﺑود

…ﻧﻣﯾدوﻧم ﺑرای ﺗﻧﺑﯾﮫ ﺑود ﯾﺎ ﻋﺻﺑﺎﻧﯾت ﮐﮫ اﻧﮕﺎر ﻗرار ﻧﺑود اﻣﺷب ارض*ا ﺑﺷم

.ازش ﺑﯾرون ﮐﺷﯾدم. روی ﻣﺑل ﻧﺷﺳﺗم و ﺑﻐﻠش ﮐردﻣو روی ﺧودم ﻧﺷوﻧدﻣش

.ﺻورﺗش درﺳت ﻣﻘﺎﺑل ﺻورﺗم ﺑودم و ﭼﺷﻣﺎی اﺷﮑﯾش ﺑﮭم ﻧﮕﺎه ﻣﯾﮑرد

رمان ملکه کوچک جلد دوم

    نظرات بسته شده اند